خرید بک لینک
نتیجه تصویری برای تصویر کتاب و کتابخوانی

کتاب ریسمان است

برای بعضی

به آن می آویزند و بالا می روند

تا اوج برج ها و باروهای فهمیدن و دانستن

... بر فراز قله های آگاهی و بینش

- کتاب ، آبشار است

برای بعضی دیگر

در زیر بارش سخاوتمندانه اش می ایستند

و خود را در شکوه شست و شوی زلالش رها می کنند

- کتاب غذاست

برای گروهی

وقتی گرسنه معنا و مفهوم می شوند

این سفره را می گشایند

کلمه کلمه و سطرسطرش را می جوند و مز مزه می کنند ...

- کتاب ، برای تو چیست ؟

اگر پنجره ... بگشای و به تماشا بنشین

اگر ریسمان ... دست برآور و بدان بیاویز

اگر آبشار ... در سخاوت سیالش رها شو

اگر غذا ...

و اگر دوست ... دوستی مهربان و نزدیک ... دوستی آشنا ...

آغوش باز کن

و سرخستگی و دلتنگی بر شانه های ستبر و استوار مهرورزی و

همراهی اش بگذار

و در گرما و نور خورشید گونه اش

پنجره ای بگشای ... به ریسمانی چنگ بزن ... در آبشاری رها شو

و بر سفره ای بنشین . این دوست اکنون نفس در نفس ، چهره به چهره

نزدیک تر از همیشه در کنارتوست ! "

* منبع : زائری ، محمد رضا ، محرمانه مستقیم ، تهران ، لوح زرین ،

1386 ، صص 50 و 51 .

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 4:05

صفحه بندی