
#خدا گفت:"بخوان برای من بخوان،این منم که دوستت دارم،سیاهی ات را و خواندنت را"و کلاغ خواند.این بار عاشقانه ترین آوازش را.خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد#بالهایت را کجا جا گذاشتی نوشته ی عرفان نظر آهاری ...
ادامه مطلب
این طور بارمان آوردهاند که بترسیم، از همه چیز. از بزرگتر که مبادا بهش بربخورد، از کوچکتر که مبادا دلش بشکند، از دوست که مبادا برنجد و تنهایمان بگذارد. از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغمان بیاید....
ادامه مطلب
برگهای سبز با رگبرگهای سفید، باعث میوه دادن درخت می شوند ؛ و برگهای سفید با رگبرگهای سیاه ، باعث ثمر دادن مغزها ... ...
ادامه مطلب
پایان زندگی ما لزوما همان روز مرگمان نیست : برای برخی کسان ، این روز بسی پیش تر فرا می رسد ، اما برای آن کس که به راستی زنده است ، شاید هرگز فرا نرسد . ( كريستين بوبن )...
ادامه مطلب
درباره کشف یک پروانه اوراکشف کردم واسمی رویش گذاشتم اسمی شاعرانه ،میان این همه اسم شبیه به هم و پدرخوانده ی پروانه ای شدم نخستین کسی هستم که توصیفش کردم دنبال شهرت دیگری نمی گردم. ولادیمر ناباکوف از کتاب پروانه سفیدوپنجره های رنگارنگ ...
ادامه مطلب